رویل...

به که باید دل بست ؟
به که شاید دل بست؟
سینه ها جای محبت همه از کینه پر است
هیچکس نیست که فریاد پر از مهر تو را
گرم پا سخ گویید
نیست یک تن که در این راه غم آلوده ی عمر
قدمی راه محبت پوید
خط پیشانی هر جمع خط تنهایی است همه گلچین گل امروزند

دیگر اگر گریان شوی ، چو شاخه ای لرزان شوی، در اشکها غلطان شوی
دیگر نمی خواهم تو را
دیگر اگر محرم رازم شوی ، شکسته چون تارم شوی ، تنها گل نازم شوی
دیگر نمی خواهم تو را
دیگر اگر باز گردی از سفر ، آواره گردی در به در ، شب نخوابی تا سحر
دیگر نمی خواهم تو را
دیگر اگر باز گردی از خطا ، دنبالم آیی به هر کجا ، ای سنگدل ای بی وفا
دیگر نمی خواهم تو را
|
+|
نوشته شده در چهارشنبه دوم اسفند 1385 توسط
|
| ارسال به دوستان